مطالعات فقه سیاست

مطالعات فقه سیاست

در جستجوی صورت بندی و کاربست مفهوم « عدالت اجتماعی» در نظریه­ی «ولایت فقیه» با تأکید بر متون فقهی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار موسسه امام خمینی و عضو شورای علمی مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام
چکیده
«عدالت» به‌عنوان یکی از شروط اساسی «مشروعیت سیاسی» ولی فقیهِ جامع‌الشّروط در متون فقهی و معارفی، مورد توجه ویژه‌ای قرار گرفته است. با این حال، بحث پیرامون نسبت میان «عدالت اجتماعی» و «نظریه ولایت فقیه» یکی از نوآوری‌های فقهی و فعالیت‌های میان‌رشته‌ای به شمار می‌آید. «عدالت‌پژوهی» در حوزه نظری و عملی «ولایت فقیه» موضوعی نوظهور است که نیازمند تنقیح و صورتبندی دقیق می‌باشد.
مقاله حاضر، با روش توصیفی ـ تحلیلی، نشان می‌دهد که برخی از فقهای معاصر کوشیده‌اند تا «عدالت اجتماعی» را به‌عنوان حد وسط به کار گیرند و تبیین‌هایی مستقل یا غیرمستقل از نظریه ولایت فقیه ارائه دهند؛ از جمله فقیهانی چون مصباح یزدی، محمدجواد فاضل لنکرانی و محسن اراکی. از سوی دیگر، برخی فقها و حدیث‌پژوهان بر اساس برخی روایات، رابطه میان «عدالت اجتماعی» و «نظریه ولایت فقیه» را تبیین کرده‌اند. فقره «لولا حضور الحاضر» ذیل خطبه شقشقیه یکی از روایات مهم در باب «عدالت اجتماعی» محسوب می‌شود. پس از امام خمینی، برخی از شاگردان ایشان گام‌های بلندی در این زمینه برداشته‌اند.
همچنین، حدیث‌پژوه معاصر، محمدرضا حکیمی، پیوند وسیعی میان «عدالت اجتماعی» و «نظریه ولایت فقیه» برقرار کرده است. وی در برخی آثار، مدافع سرسخت ولایت فقیه و در برخی دیگر، منتقد (نه نافی) آن است. این مقاله همچنین به این نکته توجه دارد که مفهوم «عدالت» و «عدالت اجتماعی» در برخی موارد دستمایه نقد یا نفی ولایت فقیه نیز قرار گرفته است؛ به این ترتیب، ادبیات نافیانه و نقادانه نیز به‌صورت نظام‌مند صورتبندی شده است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات