در دوران معاصر، دولتهای مسلمان نیز همچون دیگر دولتها، به مقتضای نیازهای خود در اداره امور کشور، تلاش میکنند دامنه ارتباطات بینالمللی خود را گسترش داده و وارد معاهدات بینالمللی شوند. از این رو، بررسی و تأمل فقهی درباره «وجوب وفای به معاهدات بینالمللی» ضرورت مییابد. اگرچه موضوع «وجوب وفا» به معاهده هم در روابط میان افراد و هم در روابط بینالملل از دو جنبه فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است، اما اغلب تحقیقات فقهی در خصوص معاهدات بینالمللی، دور از روش اجتهادی بوده و با مفروض انگاشتن برخی ادله، قاعده «لزوم قراردادها» را بنیان نهادهاند. مقاله حاضر، با روش اجتهادی و مبتنی بر ادله فقهی ـ پس از بیان موضوعشناسی حقوقی معاهدات بینالمللی و اثبات لزوم آنها از منظر حقوق بینالملل ـ لزوم آنها را از منظر شرع مقدس نیز اثبات مینماید. اگرچه برای اثبات این موضوع، پنج دلیل ـ آیه «أوفوا بالعقود»، آیه «أوفوا بالعهد»، آیات ابتدایی سوره مبارکه توبه، عمومات وفای به عهد و عهد مالک اشتر ـ مورد بحث قرار گرفته است، لیکن در نهایت تنها عمومات وفای به عهد و عهد مالک اشتر به عنوان مستند وجوب فقهی وفای به معاهدات بینالمللی مورد پذیرش قرار میگیرند.