بحث ولایت فقیه یکی از مهمترین ارکان جامعه اسلامی در عصر غیبت است و فقهای شیعه توجه ویژهای به این موضوع داشتهاند. شیوه پرداختن به ولایت فقیه در میان فقیهان شیعه یکسان نبوده است. به عنوان نمونه، شیخ انصاری در کتاب «المکاسب» بدون توجه مستقیم به آرای سایر فقیهان، مسأله ولایت فقیه و ادله آن را مورد بحث قرار داده است. در مقابل، سید عبدالحسین لاری با نگاهی انتقادی به رساله شیخ پرداخته و ضمن بیان نقدهایی، کوشیده است نظریه خویش را نیز در این زمینه ارائه کند. سید لاری با استدلالهای مختلف، نظر شیخ انصاری را به عنوان نماینده مخالفان ولایت مطلقه فقیه به چالش کشیده و حتی برخی عرصههای خاص را به عنوان محدوده ولایت فقیه معرفی کرده است. بر این اساس، قضاوت میان رویکرد انتقادی سید عبدالحسین لاری و شیخ انصاری موضوع مورد بررسی این مقاله است. مقاله حاضر با روش تحلیلی-تطبیقی نشان میدهد که دیدگاه سید لاری در فهم ولایت مطلقه فقیه از ادله، مصاب است و بر این اساس، عدم فهم ولایت مطلقه از سوی شیخ انصاری با چالش جدی مواجه میشود. با این حال، با توجه به اینکه شیخ انصاری نظر متفاوتی را در سایر آثارش، مانند کتاب «القضاء»، ابراز داشته است، در پایان درمییابیم که برخلاف تصور اولیه، ایشان نیز به اطلاق ولایت فقیه باور دارد.