دانش آموخته حوزه علمیه قم؛ دکترای فلسفه سیاسی و پژوهشگر مرکز فقهی ائمه اطهار علیهم السلام.
چکیده
اگر در تمایز فقه و کلام این انگاره را مفروض تلقی نماییم که اولی بر فعل مکلف و دومی بر فعل الله متمرکز است، سؤال از خاستگاه مشروعیت سیاسی، مسألهای فقهی ـ کلامی خواهد بود؛ از این حیث که از چه کسی میتوان و بلکه باید اطاعت کرد، فقهی و از این حیث که خداوند برای چه کسی حق اطاعت را قرار داده است، کلامی میباشد. پژوهش حاضر با رویکردی فقهی ـ کلامی پرسش از مشروعیت سیاسی را به قرآن کریم عرضه کرده و تلاش نموده است تا آن را از زوایة آیات اطاعت و با روش تحلیل اجتهادی پاسخ دهد.
یافته تحقیق حاضر از مطالعه موردی آیات اطاعت این است که میان حق اطاعت و عبودیت، رابطة تلازم برقرار است. حق اطاعت و به تبع آن، لزوم اطاعت، از اوامر و نواهی صادر از جانب صاحب این حق، برای کسی ثابت است که حق عبودیت داشته باشد. از آنجا که بشر بهصورت مستقیم نمیتواند مخاطب امر و نهی الهی باشد، قرآن کریم پیامبران و اولی الأمر را بهعنوان واسطه اطاعت الهی در امور اجتماعی و فردی بشر قرار داده است. گرچه مصداق کامل اولیالأمر، امام معصومعلیهالسلام است، بسیاری از اندیشمندان شیعی معتقدند در عصر غیبت، فقیه جامعالشرایط با واسطه یا بدون واسطه مصداق اولیالأمر خواهد بود. بنابراین، چنین حقّی به زمان خاص ـ یعنی حضور معصومعلیه السلام ـ محدود و منحصر نیست.