تحریف تورات و انجیل از یک سو و ناتوانی کلیسا در حوزه حکمرانی و اداره عادلانه جامعه از سوی دیگر، سبب گرایش اندیشمندان غربی به انگاره جدایی دین از سیاست گردید. متاسفانه برخی روشنفکران دینی ناتوانی دین در عرصه سیاستورزی را به دین اسلام نیز تعمیم داده و حتی تلاش نمودهاند برای آن شواهدی از قرآن و سنّت بیابند. مقاله حاضر در راستای ردّ این انگاره، دلالت یکی از آیات قرآن کریم ـ آیه 66 مائده ـ بر ضرورت حکومت دینی را مورد توجه قرار داده و تلاش نموده چگونگی دلالت آیه بر این مهم را تبیین نماید. بررسی دلالی آیه مذکور با استفاده از روش تفسیری ـ اجتهادی، حاکی از آن است که اسلام نه تنها دین فردی نیست، بلکه به امور اجتماعی و تشکیل حکومت اهتمام داشته، سعادت بشری در تمامی شئون را خواستار است. در این آیه، سعادت دنیوی به اقامۀ دین مشروط شده که بدون تشکیل حکومت ممکن نیست؛ چه حتّی اگر نگوییم تشکیل حکومت در تلازم با اقامه دین است، دستِکم مقدمه آن است. روایات مفسّره آیه نیز ضمن تأکید این نکته، بیان میکنند راه رسیدن بشر به سعادت، تبعیت از نمایندگان و منتخبان الهی در تمامی شئون زندگی است.