دانش آموخته مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه شهرکرد
چکیده
تحلیل متون فقهی و شرایط زمانه در تاریخ فقه و فقاهت شیعی از یک سو و روزآمد بودن مسایل فقهی از سوی دیگر، دانش فقه را ضمن استحکام در مبانی و روش استنباط، برخوردار از انعطاف در ساختاربندی نموده است. واضح است که انعطاف در ساختاربندی با التفات به نگاه هویتشناسانه این دانش و ضرورت توجه به رویکرد آیندهپژوهانه است. تحقق انقلاب اسلامی در عصر حاضر، فقه را از حاشیه اجتماع به متن قدرت سیاسی مشروع رسانده و بدیهی است که صحنههایی نوبهنو را به این دانش عرضه نموده که افزون بر انتظارِ پاسخ به مسایل خرد به عنوان یک دانش، انتظار دارد با رویکرد بینشی به استنباط نظریههای کلان و راهبردی و قواعد ناظر به اداره جامعه و جهان بپردازد. این مهم با رویکرد و نگرش سیاسی به فقه، ممکن است ساختار دیگری را از آن را به عنواندانشاداره اجتماع پیشنهاد نماید. فقه التحصین، فقه التأسیس و فقه التداوم سه ترکیب برای تبیین گستره فقه سیاسی و ساختاربندی متفاوتی از فقه است. فقه التحصین، رسالت فقه در دوران تقیه و عدم تمکّن فقیه در دستیابی به قدرت سیاسی را حکایت میکند. فقه التأسیس به طراحی راهبردی برای دستیابی به قدرت سیاسی و تأسیس دولت در قالب فقه الثورة و فقه الدولة میپردازد. فقه التداوم عهدهدار بسط اراده الهی از پایگاه فقه در ساحت تمدنی و جهانی است از این جهت مشتمل بر مباحث الفقه الحکومی، فقه الحضارة و فقه العولمة است.